على محمدى خراسانى

318

شرح رسائل (فارسى)

نخواهد ماند بلكه روزى هم چهرهء روشن خويش را به جهانيان خواهد نماياند و بقول خواجهء طوسى [ و عدمه يا و غيبته منا ] پس عامل اختفاء خود ما هستيم نه امام ( ع ) پس اظهار لازم نيست . شيخ طوسى ره فرمود : اين حرف به نزد من صحيح نيست چون لازمه‌اش آنست كه ما هرگز نتوانيم به اجماعات احتجاج كنيم زيرا هيچ راهى براى علم به رأى امام جز راه قاعده لطف نداريم و اگر اين راه را هم نپذيريم بايد باب الاجماع را مسدود كنيم . خلاصه اينكه از مجموعهء شواهد شيخ طوسى ره بدست مىآيد كه سخنان سيّد مرتضى را پذيرفته ولى مىگويد : ما چاره‌اى نداريم از اينكه زير بار قاعدهء لطف برويم و گرنه راه استدلال به اجماع بسته خواهد شد ، پس طريقهء سيد به اجماع دخولى منحصر مىشود و طريقهء شيخ به قانون لطف ، قوله ثم ان : اگرچه طريقهء شيخ ره در باب حجيت اجماع منحصر شد به قاعدهء لطف ولى اين قاعده منحصر به شيخ ره نيست بلكه جماعتى از متأخرين هم از قبيل فخر الدين - شهيد و . . . بر اساس آن مشى نموده‌اند و قبل از بيان كلمات آن جماعت مقدمه‌اى را ذكر مىكنيم و آن اينكه : ويژگى منحصر به فرد طريقه شيخ ره اينست كه مخالفت حتى يك نفر آن هم اگرچه معلوم النسب باشد قادح است و شرط است كه جميع علماء عصر بر امرى متفق شوند تا كشف كنيم موافقت امام را بر خلاف طريقهء حس كه در آنجا مخالفت افراد معلوم النسب و لو كثير هم باشند قادح به اجماع نيست و نيز بر خلاف طريقهء حدس كما سيأتى كه آنجا هم مخالفت فرد يا افراد در بعض صور قادح نيست با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : طريقهء لطف در انحصار شيخ نيست بلكه كليهء كسانى كه در تحقّق اجماع شرط مىكنند اتفاق كل را و مىگويند مخالفت حتى يك نفر هم قادح است ظاهر كلامشان اينست كه بر مبناى همين قاعدهء لطف مشى دارند نه بر